آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )

585

ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )

كرده اوست » « 1 » . اين شاهنشاه دولت ايران را چند سالى بشوكت و جلالى رسانيد ، كه تا آن وقت در دوره ساسانى به خود نديده بود . عبارتى كه طبرى در ستايش خسرو آورده ، ناظر به همين مطلب است « 2 » : « از همه پادشاهان در دليرى ، و نفاذراى و فرط احتياط بيش بود . بنابر آنچه از وى روايت كرده‌اند ، در نيرو ، و شهامت ، و كاميابى ، و جهانگشايى ، و گرد آوردن خواسته و گنج و يارى بخت ، و مساعدت روزگار كار او بجايى رسيد ، كه هيچ پادشاهى نرسيده بود ، از اين رو او را پرويز خوانند ، كه در عربى بمعنى « مظفر » است . با وجود اين ، جاى ترديد است ، كه آيا خسرو دوم از حيث شجاعت شايسته چنين ستايشى بوده است يا نه . خسرو در مصافهايى ، كه با وهرام چوبين داد ، اين هنر خود را نتوانست باثبات برساند ، و چون بر مركب سلطنت سوار شد ، در جنگهاى گوناگون كشور وجود خود را هيچگاه بخطر نيفكند ، و قدم در ميدان ننهاد . اما در باب احتياط او هم بايد گفت ، كه بيشتر به صورت تدابير مزورانه بروز كرده است ، كه منجر بقتل بزرگانى ميشد ، كه وجودشان را مظنه خطرى ميشمرد . چه به خوبى ميدانست ، كه هرچند وسعت قدرت او وابسته بتأسيسات لشكرى است ، كه انوشروان داير نموده ، ولى در همين تأسيسات خطراتى نهفته است ، كه شاهنشاهى را تهديد مىكند . در سالف زمان امراء ملوك الطوايفى بعضى از سلاطين ساسانى را عزل كرده ، بجاى آنان شاهزادگان ساسانى مساعد با خود را بر سر سلطنت نشانده بودند ؛ اما از عهد هرمزد ببعد سردارانى ، كه افواج دائمى و قابل اعتماد در اختيار خود داشتند ، دم از پادشاهى زدند ، نخست وهرام چوبين در اين ميدان پاى نهاد ، پس آنگاه نوبت بوستهم رسيد . بارى در تاريخ طبرى چند روايت مختلف ايرانى مىبينيم ، كه از روى كمال دقت ضبط شده ، و بعضى از صفات خسروپرويز را ذكر مىكند ، كه براى تكميل

--> ( 1 ) - تئوفيلاكتوس ، كتاب 4 ، بند 8 . ( 2 ) - طبرى ، ص 995 ، نلدكه ، ص 275 .